خط داستانی
وقتی جوانی ثروتمند استرالیایی به زندگی آنان برخورد کرده و آنان را به استرالیا می برد، ماندی به فکر مراسم ازدواج است و زک به جستوجوی خویشاوند گمشده کاپوت دنگل است، ویک و ترِی بر سر کسی تازه برای به دست آوردن مبارزه میافتند و حتی باچ در بیپایانترین مکانها عاشق میشود