خط داستانی
جاسوس ترکیهای پسر طلایی به تعطیلاتی در لندن میرود در حالی که در استانبول، بدکاران به طور وحشیانهای مردم را هدف قرار میدهند و پیامهای مخفی را مختل میکنند. به نظر میرسد این هرج و مرج تماماً کار یک بدمن شرور و شیطانی (گونبای) است که از نوازش یک گربه سفید لذت میبرد و در عین حال در حال برنامهریزی برای انفجار ترکیه با یک بمب اتمی است. آیا پسر طلایی میتواند به موقع جلوی این کار را بگیرد در حالی که از رقصندگان شکم و درگیریهای طولانی حواسش پرت میشود؟