خط داستانی
در ترانسیلوانیا در دوران حکومت میهای آپاگی نخست. ترک از پادشاه درخواست خراج دیگر دارد و شاه دوصد سکه طلا با کریستوف سیتاری به او میفرستد. دو پسر همراه او تا نیمه راه میروند. در راه به خانهٔ خلیفهٔ پیسلیکزار میرسند و شب را در آنجا میگذرانند و فردا تنها کریستوف سیتاری به سفر به اُرادیا ادامه میدهد. پاشا از دریافت او خوشحال است اما به محض بازکردن کیسههای پول، سنگها و شاخههای اسب از آن سقوط میکند.