خط داستانی
فتحی سلطان محمد میفهمد که مورا بدون رهبر است. در مورا هرج و مرج بهوجود آمده است. روم کانی پاشا تقصیر این هرج و مرج را به نخستوزیر اعظم میگذارد. با این حال، کارا مورات ادعا میکند که روم کانی پاشا او را تهمت میزند، زیرا چشمی به جای نخستوزیر دارد و این گفتار حقیقت ندارد. با شنیدن این سخنان، فتحی سلطان محمد حکم اعدام برای کارا مورات صادر میکند.