خط داستانی
ممدوح، خواننده مشهور، در حین فیلمبرداری یک فیلم در سواحل فیوم با لیلا آشنا میشود. جذابیت بین این دو باعث میشود ممدوح از لیلا خواستگاری کند. اما پدر لیلا reluctant است که پیشنهاد ازدواج را بپذیرد و از او میخواهد که مدتی فکر کند. لیلا سپس متوجه میشود که مادرش روحی، همانطور که به او گفته شده بود، مرده نیست و در واقع یک رقاص در یک کلوب شبانه است. پدر لیلا سعی میکند مادرش را به مسیر درست بازگرداند تا به خاطر شهرت و آینده دخترشان به عنوان همسر ممدوح، اما صاحب کلوب شبانه که مادر لیلا در آن کار میکند، شروع به باجخواهی از همه میکند. ممدوح به رفتار عجیب لیلا مشکوک میشود و به دنبال آرامش از دختر عمویش سحر میرود که او را دوست دارد. آیا ممدوح حقیقت را کشف خواهد کرد یا با دختر عمویش سحر ازدواج خواهد کرد؟