خط داستانی
در میان خواستگاران یک بیوه ثروتمند، یک دانشمند میانسال وجود داشت و در حالی که زن خوشحال بود که او را به عنوان یک دوست در نظر بگیرد، نمیتوانست ببیند چگونه میتواند او را به عنوان شوهر بپذیرد. این بیوه عاشق ورزش بود و یک روز استاد را به تماشای یک مسابقه کشاند. هنگامی که آنها در حال بازگشت بودند، تلاشی برای دزدی از بیوه صورت گرفت و تنها به خاطر شجاعت یکی از ورزشکاران جوان، دزد دستگیر شد و کیف پول بازیابی شد. چند روز بعد، به استاد فهمید که در حالی که ممکن است در زمینه علم فرد مهمی باشد، در باغ عشق تنها یک لیموی کوچک است.