خط داستانی
آوریل 1945. تکتیرانداز روسی، کولیا، به گروه نظامی بلغاری مستقر در یک روستای مجارستانی ملحق میشود. کولیا با پسری مجاری به نام یانوش آشنا میشود که عشقش به شعر را با او به اشتراک میگذارد. یک تکتیرانداز آلمانی در جنگلها پنهان شده و هر روز تعداد کشتههای جنگ بیشتر میشود. یک روز یانوش توسط آلمانی کشته میشود. کولیا به دنبال انتقام است.