خط داستانی
خانم ونتورث و دخترش سسیل در یکی از هتلهای مد روز شهر زندگی میکنند. جیمز دیویدسون، که نامزد سسیل است، موافقت کرده تا به یک مهمانی تئاتر با آنها بپیوندد. در آخرین لحظه او پیامی میفرستد که کارش او را بازداشته و نمیتواند بیاید. سسیل بسیار ناراحت میشود و از رفتن به تئاتر با بقیه مهمانها امتناع میکند. او به شدت از این ناامیدی ناراحت است و دچار سردرد شدیدی میشود و تصمیم میگیرد به اتاقش برود. در حالی که در پیژامه صورتیاش است، تصمیم میگیرد نامهای به "جیمزی" بنویسد و به او بفهماند که از رفتار او اصلاً راضی نیست. او به آرامی به راهرو میرود، نامهاش را در صندوق میگذارد و به اتاقش برمیگردد تا متوجه شود در قفل شده است.