خط داستانی
همه به دلیل کاهش ده درصدی دستمزدها توسط بنجامین کوهن، صاحب یک کارگاه، به اعتصاب میروند. ربکا باریش، یک یهودی جوان، و پدرش، به ناچار با بقیه به اعتصاب میپیوندند. در حالی که قادر به پیدا کردن کار دیگری نیستند، شرایطشان به قدری بد میشود که ربکا مجبور میشود برخی از وسایلشان را به گرویی ببرد و در آنجا، یعقوب استاتلر، گرانفروش، به او علاقهمند میشود و از طریق یک شاتن، به پدرش پیشنهاد میدهد که پانصد دلار به او بدهد تا ربکا را به او بدهد.