خط داستانی
استیو چهارگوش یک کابوی سرگردان است که میلی را از پیشرفتهای بیادبانه یک شرور واقعی نجات میدهد. او برای استیو شغلی در مزرعه پدرش پیدا میکند. مرد بد به بازگشت میکند و میلی را به یک کلبه متروکه میرباید، جایی که سعی میکند او را مجبور به ازدواج با خود کند. استیو یادداشتی که او گذاشته را پیدا کرده و به سمت نجات او میتازد.