خط داستانی
راهبی دهساله به همراه استاد پیرش در کوهستان زندگی میکند و در میان آموزههای بودایی و کارهای روزانه همواره به یاد مادرش که نمیتواند به یاد آورد اما دوست دارد با او دیدار کند، میماند تا اینکه تصمیم میگیرد تحت حمایت یک زن بیوه ثروتمند که سالی یک بار به مُنْد میآید، به فرزندخواندگی پذیرفته شود