خط داستانی
پسر جوانتر بولبا، آندری، از زمانی که او را در سمینار کییف ملاقات کرده، عاشق پانچکا شده است. او دختر فرماندار استانی لهستانی است. آندری به او فکر میکند و از مدرسه از طریق یک پنجره فرار میکند تا به معشوقش برسد، درختی در مقابل خانهاش بالا میرود و از دودکش به داخل خانه میافتد.