خط داستانی
هانتر راس همسر و فرزندش را ترک میکند و او به شدت به فقر دچار میشود و مجبور است مداد بفروشد تا جرقه زندگی را در خود و فرزندش حفظ کند. از ترس بدترینها، او یادداشتی مینویسد که در آن نوشته است: "من همسر هانتر راس هستم و این فرزند ماست" و یادداشت را به لباس دختر بچه میچسباند به امید اینکه کسی آن را پیدا کند و از دختر کوچک مراقبت کند، در صورتی که اتفاقی برای او بیفتد.