خط داستانی
نیمهای از یک جفت دوقلو یکسان، چونی به خاطر شوخیهایی که انجام میدهد، به ویژه با پدرش که معلم مدرسه و قصاب روستا است، در زادگاهش شناخته شده است. برای فرار از دردسر، چونی اغلب خود را به جای خواهرش مونی جا میزند و دیگران را به احمق بودن میاندازد.