خط داستانی
فیلمی بریتانیایی است که در برايتون روایت میشود. نشان میدهد بحران نوجوانی و رفتار گروهی زنان را. رهبری گروه با هیلِی است و دیگر اعضا جُو، آنا و لِورن هستند که در خیابانهای برايتون به گشت میپردازند، مردان مجرد را تعقیب میکنند، آنها را اغوا میکنند و سپس دزدی میروند. هیلِی با پلیسی به نام دانیل که کفشپرستی دارد آشنا میشود و شیفته او میشود. او آرزوی تبدیل شدن به دوستدختر/عاشق او را دارد. دانیل میفهمد و به دام افتاده است اما نتیجه نهایی آنچه او تصور میکرد نیست.