خط داستانی
جیمی هیگینز کارگری است که در کارخانهای که سلاح برای روسیه تزاری و امپراتوری آلمان تولید میکند، کار میکند. در طول جنگ جهانی اول، جیمی در یک تجمع خودجوش علیه جنگ سخنرانی میکند و دستگیر میشود. پس از آزادی، بیکار میشود. او از شنیدن خبر انقلاب خوشحال است و به نیروی اعزامی آمریکایی داوطلب میشود با این فکر که با سلاحهایی که دارد میتواند علیه آلمانیها - دشمنان انقلاب روسیه - بجنگد. اما وقتی به روسیه میرسد، جیمی به زودی متوجه میشود که نیروی اعزامی داوطلبان آمریکایی نه علیه آلمانیها، بلکه علیه روسیه سوسیالیستی جوان میجنگد. بدون هیچ تردیدی، او مسیر مبارزه انقلابی را انتخاب میکند، تبلیغات را در میان سربازان آمریکایی پخش میکند و بروشورهای بلشویکی توزیع میکند. جیمی هیگینز توسط پلیس نظامی آمریکایی دستگیر میشود و دوستانش را لو نمیدهد. او به بیست سال زندان نظامی محکوم میشود. جیمی نمیتواند این شرایط را تحمل کند و عقلش را از دست میدهد…