خط داستانی
آیا نوشیدن قهوه می تواند جرم باشد مردی به نام ریكی که کمی فرسوده به نظر می رسد می گوید خوانده است نوشیدن شصت فنجان قهوه انسان را می میراند برای فهمیدن به کافه ای در دالاس می رود و فنجان به فنجان قهوه می نوشد دو مرد در یک کنار هم شرط می بندند که آیا به شصت خواهد رسید یا نه پسری با چشمانی متحیر نگاه می کند در حالی که مادرش درباره توقف او زمزمه می کند در ابتدا پیشخدمت بی تفاوت است سپس نگران می شود و رئیسش را صدا می کند پلیس در حال استراحت وارد می شود آیا ریكی مرتكب جرمی شده است تعداد فنجان ها به سوی شصت پیش می رود سپس فقط یک فنجان باقی می ماند