خط داستانی
با تصویر تکه تکه ای از چینچا آغاز می کنیم، میان قصه هایی که او بازگو می کند و اندیشه های اطرافیانش. در سر، دختری با احتمال مرگ رو به رو می شود. میان پرده لحظاتی از انتزاع در میان شلوغی و جنب و جوش شهر تمرکز می یابد. در بورس ما، بیکارشدگان جویای کار هستند. طبقه دوم، زیرزمین ما را به بیمارستانی نشان می دهد که تنها دو طبقه میان تولد و مرگ فاصله است.