خط داستانی
پال والدین ثروتمندش را رها می کند تا به جستجوی معنوی برود. او با یک حاجی، رهبر فرقه ای سفیدپوستان، ملاقات می کند که اعضای آن از گدایی برای غذا در رداءهای ناراحت کننده زنده می مانند. فرقه مذهبی به شدت خشم روستاییان را برمی انگیزد زمانی که برای دزدی تخم مرغ دستگیر می شوند. ماریان یکی از پیروان است و او و پال به جزیره ای دورافتاده می روند تا از جلبک دریایی و گیاهان زندگی کنند، اما شرکت توسعه ای برای نابود کردن این بهشت وارد می شود. پال دلشکسته می شود وقتی ماریان با یکی از توسعه گران خائن می رود. این فیلم نمادی است که جاذبه جهان مادی را تقبیح می کند.