خط داستانی
در کار مایکلّا گرِیلِ، زینتِ تصاویر در تضاد با کاشِکِ مینیمالیستیِ عنصر معماری شهری است. فرایندِ تجزیهٔ مادهٔ اولیه که نمای شیشهایِ ساختمانی را شبیه به فرایندِ شیمیایی مینماید، رنگهای بنفش، آبی روشن و سفید را تولید میکند و واژگانِ شهریِ فرمها را میشکافد. پخشِ نورهای بزرگ شهر به ساختارِ زمان و فضا سرایت میکند و از ایجادِ خطرِ بیرونی بازمیدارد. در عوض، تماشاگر با صدایِ و تصاویرِ روبهرو میشود که معیارهای شخصیِ ادراکِ حسیِ او را تجزیه میکند