خط داستانی
یک پسر ساده روستایی، کشتیگیری با قدرت فوقالعاده، توجه یک مربی مشهور از تهران را که در جشنوارهای روستایی حضور دارد، جلب میکند. مربی از پسر دعوت میکند تا به پایتخت برود و بهطور حرفهای کشتی بگیرد و به زودی این کشتیگیر بااستعداد به یک ستاره و محبوب همه ایران تبدیل میشود که حسادت همتیمیهایش را برمیانگیزد. یک برخورد تصادفی با مادر رقیب آیندهاش برای عنوان قهرمانی ملی، تمام زندگیاش را دگرگون میکند. داستان جداگانهای نیز به رابطه عاشقانه حبیب، شخصیت اصلی، و سیتار، دختر یک مرد ثروتمند محلی، میپردازد.