خط داستانی
شخصیت اصلی، استاد جدید MUDr. Jakub Johánek، یک روانپزشک و میانهرو است که تصمیم میگیرد انتصاب خود را با دوستانش در یک کلاب شبانه جشن بگیرد. جشن که تا دیروقت ادامه دارد و مقدار الکلی که مصرف میشود باعث میشود قهرمان به طور موقت حافظهاش را از دست بدهد و صبح روز بعد، جاناک، مجرد قدیمی، متعجب نیست. او مدتهاست که به همسایه جذابش، کاترینا، نگاه میکند، اما خجالت ذاتیاش به او اجازه نمیدهد بیشتر از این پیش برود. و حالا، به محض اینکه مغزش از حمله مقدار بیسابقه الکل بهبود مییابد، هماتاقی باهوش همسایهاش به او اطلاع میدهد که او در حالت مستی کاترینا را شرمنده کرده است تا به دوستش که او هم پزشک خوب و ثروتمند را دوست دارد، به نوعی کمک کند.