خط داستانی
یک اشراف زاده جوان که پدر ویران شدهاش تصمیم به ازدواج با او گرفته، یک شب آخر را به عنوان یک مجرد در بال مدرسه شبانهروزی میگذراند. اما در آنجا، دانشآموزان شاد او را از لباسهایش عریان میکنند و او به طور دقیق در کنار شوهر آیندهاش پناه میگیرد که او را نمیشناخت. البته، ازدواجی که برای آنها اینقدر نفرتانگیز بود، آنها را پر از شادی میکند.