خط داستانی
کاج مردی خودشتی با غرور زیادی است. آشپز سابقی است که در یک واحد شهرداری زندگی می کند. او زندگی اش را تلف کرده و اکنون در طرح آموزشی استخدام برای بیکاران بلندمدت شرکت می کند؛ جایی که او به رئیس پروژه فعالسازی دستور نمی دهد که او را کنترل کند. وقتی دختر کاج که بیست سال با او در تماس نبوده است، با همسر خشونت آمیزش فرار می کند به همان واحد شهرداری می آید، تغییری در کاج پدید می آید. گرچه اولین تمایل او این است که از او دوری کند، اما به طور اتفاقی به نگهداری از پسری شش ساله به نام جوناس کمک می کند. برای اولین بار در سالها کاج به تنهایی زندگی نمی کند و اکنون مسئولیت ها و خانواده ای برای خود دارد.