خط داستانی
خوان به راولینز، آریزونا میرود، جایی که میخواهد شغفی پیدا کند تا بتواند با نامزدش خوانیتا ازدواج کند، زیرا مادر خوانیتا میگوید که یک مرد باید پسانداز قابل توجهی داشته باشد تا بتواند با دخترش ازدواج کند. خوان شغفی در راهآهن پیدا میکند. وقتی یک کارمند سابق به قطار پولی که خوان در آن کار میکند حمله میکند، او با کمک یک کالسکه موفق به فرار میشود و به این ترتیب حمله خنثی میشود. به خاطر عمل شجاعانهاش، خوان دو هزار گیلدر به عنوان پاداش دریافت میکند.