خط داستانی
رنو با خانوادهاش زندگی فقیری دارد. او پس از مرگ پدر و برادرش، تصمیم میگیرد مسئولیت تأمین معیشت خانوادهاش را بر عهده بگیرد و مرگ پدرش را از مادر بیمار و ضعیفش پنهان کند و به دروغ وانمود کند که پدرش هنوز زنده است. اوضاع زمانی بهتر میشود که یک جوان بیخانمان به نام آناند وارد زندگیاش میشود و هر دو عاشق یکدیگر میشوند و میخواهند ازدواج کنند. اما بار دیگر سرنوشت شوخی بدی با رنو میکند، زیرا او متوجه میشود که آناند کسی نیست که ادعا میکند، بلکه یک خوشگذران و نوه یکی از ثروتمندترین مردان شهر به نام دوارکاداس است و آناند قرار است با رکها، تنها وارث یک املاک چند میلیون روپیهای، ازدواج کند. شاهد باشید که چگونه این رویدادها پیش میروند و تأثیر این خبر بر مردم شهر و مادر رنو چه خواهد بود.