خط داستانی
گورا و ماحیم دو پسر کریشنا دیال بابو بودند. از کودکی، بیجای و گورا دوستان بودند. از طریق یک حادثه، بیجای با خانوادهی پارش بابو آشنا شد. پارش یک برهمن بود. بنابراین گورا از بازدید بیجای از آن خانه خوشش نمیآمد. مادر گورا بسیار نگران هندو بودن گورا بود. کریشنا دیال نیز به عنوان یک هندو سنتی بسیار ناراحت بود. به درخواست پدرش، گورا به خانهی پارش بابو رفت. اما همسر پارش، بهadra سونداری از دیدن گورا خوشحال نبود. اما گورا با هاران بابو درگیری واقعی داشت. ازدواج هاران بابو و سچیترا تقریباً قطعی بود. دلیل این درگیری این بود که هاران بابو همیشه خود را یک اصلاحطلب اجتماعی و نجاتدهنده دین برهما میدانست.