خط داستانی
مارتون چوربا به دنبال افسر است که به همسرش نزدیک شده است. آندراش باکاج در راه است تا دکتری برای دختر بیمار خود بیاورد، اما افسر فراری سعی میکند اسب او را برباید. در درگیری، یک تفنگ به طور تصادفی شلیک میشود و افسر به شدت زخمی میشود و سپس توسط یک گدا مورد سرقت قرار میگیرد. دادرس چوربا را که به صحنه رسیده است، دستگیر میکند. باکاج به دلیل دختر بیمار خود توان تسلیم شدن را ندارد، بنابراین چوربا به ۱۵ سال حبس به جرم قتل محکوم میشود.