خط داستانی
مایکل اسمیت پس از گذراندن چهار سال در زندان به جرم که ادعای بیگناهی میکند آزاد میشود. چند ساعتی پس از آزادی، مردی او را به سوار شدن در کامیونش دعوت میکند. از آن لحظه جنون آغاز میشود و گذشته به روی او میکوبد. راننده به جان مایکل سوءقصد میکند اما او این بار فرار میکند. دیوانه بیوقفه او را تعقیب میکند و در مسیر او را میکشد و مایکل را وادار میکند تا بازیهای مرگبار را انجام دهد.