خط داستانی
در شهری فروشگاهی به نام مرکز تخفیف پلازا وجود دارد که اسباب بازی های گوناگون ارائه میدهد. باید مکانی محبوب برای کودکان باشد و برای صاحب فروشگاهش گرندل تی و اولسرس امن باشد. او شرور است اما تنها کودکان از او خبر دارند و به آنان گوش نمیدهند. ما میبینیم گرندل چه بر سر تعدادی از آنان میآورد. روزی مردی بیلباس بارانی زرد به شهر میآید. مواجههای اتفاق میافتد. آیا پایان گرندل است؟