خط داستانی
پسری به دنیا می آید و ما با غواصان زیرآبی که او را بازنمایی می کنند همراه می شویم. او در جنگلی جوان است با دو انگیزه خیالین که او را هدایت می کنند همان ابتدا نمایندگان پرندگان باورنکردنی که می خزند تهدید می کنند و سپس شوق می آفرینند. در نوجوانی وارد بیابانی می شود جایی که مردی مکعب بزرگی از لوله های فلزی را می گرداند. او انگیزه هایش را پشت سر می گذارد و وارد باغی می شود که دو سردیس در حوض می رقصند. هنگام تماشای رقص شهوانی آن ها به عنوان عشق، او مرد می شود. با هدیه ثروتی که با کلاه طلایی نماد آن ارائه می شود از سوی شخص شیطان گونه روبه رو می شود. در اتاقی با بازتاب های گرانبها، گروهی کژدرشتی از دوازده آکوپراهای آشفته و دختربچه ای جوانی طفل دوباره طبیعت جوانی و عشق قدیمی را در انسان زنده می کنند.