فردا از خواب بیدار میشوم و خودم را با چای میسوزانم
Tomorrow I'll Wake Up and Scald Myself with Tea
کلاوس آبارد، نازی سابق، با مصرف قرصهای ضد پیری تا دهه 1990 زنده میماند. او قصد دارد با یک سفر زمان به آلمان در سال 1944 برگردد و بمب هیدروژنی به هیتلر ارائه دهد تا جنگ را ببرد. متأسفانه، خلبان، کارل بوریس که به دنبال زنان است، صبح روز سفر میمیرد و برادر دوقلوی جدیاش، یان، بدون اطلاع از نقشه، به جای او ظاهر میشود.