خط داستانی
در وانزرbé، نیجر، کاروانهای بازرگانان توآرگ و بلا به بازار میآیند. در بازار، غذا، سفال، نمک، پنبه و گلهها مبادله میشوند... یک جادوگر موسسی در کلبهاش، از دانه و پوست درختانی که در بوتهزار جمعآوری کرده، جادوئی برای بزرگتر کردن زنان خیلی لاغر آماده میکند. او با "کائوریها" پیشگویی میکند و با ترسیم یک موضوع ژئومانتیک بر روی زمین، عمل میکند. او حیوانات را به جنّی که او را راهنمایی میکند قربانی میکند. در جشنواره جمعیاش برای حفاظت از روستا در برابر شر، یک جادوگر که نماینده کل جامعه جادوگران است، بر روی ریتمهای طبل تا حالت خلسه میرقصد. رهبر روستا، جادوگران و پسران جوان به قربانی سالانهای که به جنّ کوه، محافظ روستا، تقدیم میشود، حضور دارند.