خط داستانی
در کامارگ، مالک ثروتمند ژول فابرهگو تمام ثروتش را برای خوشحال کردن معشوقهاش، یک بازیگر پاریسی با سلیقههای لوکس، هدر میدهد. اما او تنها کسی نیست که در مشکل است. خواهرزادهاش با مشکلات عاطفی روبرو است: او فکر میکند نامزدش ژرار، یک هنرمند موسیقی، به او خیانت میکند. او به خانه عمهاش، عمه فابرهگو، که مدیر یک خانه برای دختران توبهکار است، پناه میبرد. اما ژرار اشتباهی نکرده و آشتی آنها در حین ضبط یک برنامه رادیویی اتفاق میافتد.