خط داستانی
انفجاری از اسپرم از طریق رحم جریان دارد. در شاخه های لوله های فالوب، نیمی به یک سو و نیم دیگر به سوی دیگر می رود. به سوی یکی از لوله ها، یک سر پستان می روند، زنی با صدای خوش آهنگ در راه خود می گریزد. چهار اسپرم به هدف می رسند؛ او از آنها وحشت می کند اما نمی تواند از آنها جلوگیری کند. ناگهان ضربه محکمی می زند و آنها را از میان می برد. تصمیمی که او می گیرد و کارهایی که بعد از آن انجام می دهد، مسیر زندگی او را به طور عمده ای تغییر می دهد.