خط داستانی
شب واحدی در اتاق هتلی با زنی ناشناخته جوانی مرد را به کابوسی تبدیل میکند و او دوباره به خواب میرود و به آن برمیگردد. او درباره سربازی فراری در کابین کوه در شب سال نو رویا میبیند که با دو زوج در یک جشن بی بند و بار مواجه میشود. ترس سرباز و ناامیدی او همانند جنون زوجهای مست رشد میکند. ناگهان تصویر او روی مانیتور تلویزیون را میبیند و با ترس درمییابد که متهم است. صدای شدید درب او را میلرزاند و به آتش میکشد. تنها یکی از آنها را زنده میگذارد و سپس خودکشی میکند. او در اتاق هتل از خواب بیدار میشود و با ترس زن کنار دستش را میبیند، از خواب برخاسته وزاد میرود.