دوراخ فاجراگام
Devaraagam
زندگی لکشمی به هم میخورد زمانی که ویشنو پسر کشیش جدید در روستا ظاهر میشود. لکشمی از همان نخست به جوان تازهوارد علاقهمند میشود و در پی ایجاد رابطه با او است. شوخیها و برخوردهای ساده ادامه مییابد و هر دو به یکدیگر دل میبندند. بعدها مشکلاتی بهخاطر جایگاه ویشنو در اجتماع پیش میآید. در عین حال، ازدواج لکشمی با پسرعمویش تعیین شده است.