خط داستانی
یک حرفه جدید برای چارلی مون زمانی آغاز میشود که در حین خدمت سربازی، به یک کنسرت واحد فرستاده میشود. در این حین، او با هارولد آرمیتاژ، یک بازیگر صلحطلب از مدرسه قدیمی، دوست میشود. وقتی میفهمد که چارلی پس از پایان خدمت سربازی شغفی ندارد، آرمیتاژ پیشنهاد میکند که به عنوان کمدینهای صحنه با هم همکاری کنند. اوضاع آسان نیست؛ شغلها کم و نایاب هستند و وقتی هم پیدا میشوند، در تئاترهای بسیار بیکیفیت هستند، اما چارلی تجربهای که نیاز دارد را به دست میآورد. سپس تصمیم میگیرند شانس خود را در لندن امتحان کنند.