خط داستانی
زنی با شخصیتِ نوعِ A به نام مایا پس از برخوردی مرگبار در وادی مرگ، با درخواستِ آغلپناهی به راه میافتد. او از منتظر ماندن برای تعمیر خودروش عصبانی است و با ساکنان شهر که اغلب زنان بدون فرزند و روحی سرگردان به نام رابّی هستند گفتگو میکند. در نهایت آرام میگیرد و تصمیم میگیرد به آنجا برای ابدیت بچیند.