خط داستانی
متیلد جوان از مارسان، باور دارد که عاشق یک خواننده به نام فیلیپ مازیه است و عکس او را میدزدد. او که یک شروع آهنگ نوشته است، به دنبال این عکس به قلعه ژوفرو و استل مارسان میرود، جایی که عموی متیلد و عمهاش او را به عنوان شوهر یکی از مهمانانشان، کلود کارتیه، معرفی میکنند و در نهایت با او ازدواج میکند در حالی که ژرژ، نامزد سابق کلود، عاشق دخترعموهایش، متیلد میشود.