خط داستانی
پونگای به معنای لبخند است. لبخندی که احساسات زیادی را در بر دارد و نمایانگر بسیاری از حرکات و ابرازهای زندگی است. پونگای داستان پنج دوستی است به نامهای ساتیا (جمینی گانسان)، راجان (موتورامان)، و حنیف که در یک کالج تحصیل کردهاند. در حین فارغالتحصیلی، آنها در مقابل مجسمه گاندی قسم میخورند که همیشه در کنار حقیقت خواهند بود. اما بعداً آنها از هم جدا میشوند زیرا حنیف در یک تصادف رانندگی میمیرد و هر یک از آنها در حرفه خود مستقر میشوند، جایی که مجبور به تقلب در حرفه و اصول خود هستند. داستان با سه داستان مختلف آغاز میشود که یکی از دوستان (ناگش) از چهار نفر داستان را توضیح میدهد. آیا آنها اصول گاندی را دنبال خواهند کرد؟