خط داستانی
دیوانه، سگ احمق، یک کارمند پرمشغله است و سیگار کشیدن و نوشیدن قهوه و قرصهای آسپرین هیچ کمکی به آرام کردن اعصابش نمیکند. پزشکش به او توصیه میکند که یک سرگرمی ملایم و آرامشبخش را شروع کند. دیوانه به کارهای چوبی، نقاشی منظره و عکاسی میپردازد اما همه آنها به فاجعههایی منجر میشود که او را بیشتر عصبی میکند. او پزشک را میزند و در نهایت زندگیای را پیدا میکند که او را آرام میکند...شکستن سنگها در هوای تازه حیاط زندان.