خط داستانی
مردم تنبل سیاهپوست در شهر تنبل (جمعیت ۱۲۳½) در حال چرت زدن و جذب مگس هستند. آنها آنقدر بیحال هستند که حتی در حال مبارزه هم به آرامی حرکت میکنند. سپس یک قایق رودخانهای با یک مادر داغدار به شهر میآید. سریعتر از آنکه بگویید "جیم کرو"، او همه را به حرکت در میآورد تا به ضربه بوگی هارلم برقصند، لباسها را بشویند و هندوانه بخورند. وقتی که بوگی-وگی به پایان میرسد، مادر دامنش را بالا میزند. پشت بزرگ او نوشته شده "پایان".