خط داستانی
اسماعیل، ضعیفترین و ناپایدارترین عضو یک گروه توطئهگر با آرزوهای قدرت، به طور مداوم مورد تمسخر و تحقیر رهبرش، لوکاس، و سایر همراهانش قرار میگیرد. همه چیز زمانی تغییر میکند که زنی که اسماعیل به او علاقهمند است، شروع به کاوش در منطق ماکابر گروه میکند.