خط داستانی
رامول مالهاترا، مدیر کسب و کار خانوادگی با بدهی سنگین است و نگهبان بچههای پر شر و شور خواهر مردهاش نیز هست. رامول وایجایانتی را بهعنوان آموزگار فرزندخوانده میگمارد؛ وایجایانتی از خانه فرار کرده تا با مردی که خانوادهٔ ارتدوکس برایش برگزیدهاند ازدواج نکند. بهطور طبیعی، رامول و وایجایانتی عاشق یکدیگر میشوند. در همین حین، مایا، دختر ثروتمندی که عاشق رامول است، سعی میکند خانواده و کسبوکار او را خراب کند.