خط داستانی
داستان یک کارمند اجتماعی جوان را روایت میکند که کار در بیمارستانی برای کودکان عقبمانده آغاز میکند و درمییابد که برخی از مشکلات روانی که به این کودکان نسبت داده میشود به درستی تشخیص داده نشده است. اثبات این موضوع دشوار است زیرا عموماً پذیرفته شده است که کودکان عمیقاً عقبمانده قادر به برقراری ارتباط نیستند و بنابراین نمیتوانند فکر کنند. در مورد آنی اوفارل یافتن راهی برای «صحبت کردن» به غیر از حرف زدن یا نوشتن، نشان میدهد که او نه تنها میتواند فکر کند بلکه بسیار هوشمند است. مبارزه با بیمارستان برای پذیرش این امر از نظر قانونی به دادگاه میانجامد، زیرا روانپزشکان سعی در پنهانسازی تشخیص اشتباه دارند.