خط داستانی
در این درام آرام درباره خانوادهای بزرگ و گرم، آنچه والدین بیش از هر چیز برای فرزندانشان میخواهند — تحصیل خوب — باعث میشود تحمل کنند تا خانهای خالی بماند. داستان با بازنشسته ای معلم و همسرش آغاز میشود که با چهار فرزند بزرگ و یک فرزند کوچک در خانه هستند. فرزند ارشد آموزگار است و همسرش انتظار فرزند دارد. فرزند کوچک تر در دانشگاه دهلی نو است و برخلاف رسم، زن جوانش تصمیم میگیرد با خانواده خود زندگی کند در حالی که شوهرش در مدرسه است و با خانواده خود همراه است. آیا رفتار او و نسل جوان تر باور سنتی را که جامعه و خانواده را با هم نگه میدارد، تضعیف میکند؟ پس از فارغالتحصیلی فرزند کوچک و یافتن شغل، او و همسرش از آن طرف کشور به دهلی نو میروند. در حالی که خواهران و برادران به زندگی و خانوادههای خود میپردازند، پدر و مادر در برابر سازگاری تدریجی با نبود آنان مواجه میشوند.