خط داستانی
انقاذ سرباز، پرستار پولینا خون خود را میدهد و هر دو به بیمارستان میروند. یک هفته بعد فئودور به پولینا همسرش را مینامد و به جبهه میرود. با بازگشت به خانه ماهها پس از پیروزی، فئودور میآموزد که پولینا به دنیا آوردن دختری را به جا گذاشته و مدتی در خانه او بوده اما بدون صبر و انتظار رفته است. unable به یافتن او، فئودور با شخص دیگری ازدواج میکند. پولینا همچنان به دنبال شوهرش میگردد.