خط داستانی
مالی، همسر خجالتی و عاشق پیشه یک کلانتر مغرور در مرز، خود را به یک زندانی در زندان شوهرش جذب میبیند. این زندانی، جوانی خوشچهره به نام جانی، بر احساسات مالی بازی میکند و او را متقاعد میکند که به او در فرار کمک کند. مالی سپس جانی را در فرار سراسریاش همراهی میکند اما به زودی متوجه میشود که او فقط از او سوءاستفاده کرده است. با این حال، مالی بهترین استفاده را از موقعیت میکند و زمانی که گروه کلانتر به آنها میرسد، مالی نشان میدهد که چگونه میتواند خود را تحمیل کند.