خط داستانی
دنبالهای بر "ستارهها در بالای کلمبو": یریدا، سوارکار سیرک که به هند ربوده شده، در کاخ مهاراجه بیدار میشود، جایی که پزشک دربار او را متقاعد میکند که تمام وقایع وحشتناک فقط یک خواب بوده است. مهاراجه سعی میکند عشق او را به دست آورد. در همین حال، قاتلانی در حال برنامهریزی برای سرنگونی مهاراجه هستند. پسر مهاراجه، گواران، مشکوک میشود. بیگناهی او تنها زمانی ثابت میشود که رقاص معبد و معشوق مهاراجه خودکشی میکند. مهاراجه استعفا میدهد و پسرش را به عنوان جانشین خود منصوب میکند. حالا یریدا به مردی که واقعاً دوستش دارد میرسد.